سلام قشنگ من خوبی ؟امروز خیلی دلتنگت شدم دوباره ولی تکونایی که میخوری آرومم میکنه فدات شم منُ مامانی الان چندروزه که تکونات تبدبل شدن به لگدای محکم طوری که دیگه دردم میگیره فکر میکنم دیگه هرروز داری بزرگتر میشی
وقتی بابایی برای اولین بار یکی ازاون لگدای محکمتو حس کرد ودید کلی ذوق کردقند عسلم دیشب من و بابایی وخاله جونت رفتیم نمایشگاه کتاب واست چندتا کتاب داستان خوشگل خریدیم البته قبلا هم برات خریده بودم الان کلی کتاب داری عشق من ایشالله به سلامت که به دنیا اومدی همشو واست میخونمُ دیشب کتاب خاله سوسکهُ قصه های من وبابام وکدوی قل قل زن رو واست خریدیم.حتما خوشت میاد.
عزیزم مواظب خودت باش من وبابایی عاشقتیم و همچنان منتظر دیدن روی ماهت.
سلام قند عسلم ُچطوری گلم؟دیشب شب یلدا بود عزیزم (طولانی ترین شب سال)من و بابائی رفتیم خونه باباضیا شام خوردیم با کلی تنقلات ویه هندونه شیرین
ادامه مطلب
سلام دختر نازم خوبی عشق من؟ مامانی این چندروزخیلی سرم شلوغ بود نتونستم برات چیزی بنویسم راستش درگیر خرید وسایلت و تزئین اتاقت بودیم ،روز یکشنبه با مامان جون و خاله جونت رفتیم واست لباس ولوازم بهداشتی وکالسکه و....خیلی چیزای دیگتو خریدیم خیلی نازن مامانی اگه ببینی مطمئنم که خوشت میاد من که از اون روز همش دارم نگاشون میکنم،بعدش روز دوشنبه از آپادانا تماس گرفتن باهامون و گفتن که میان برای نصب سرویس خوابت ،ساعت ۹صبح هم اومدن تا ساعت ۲ طول کشید ولی خیلی قشنگ شد
دیروز هم از صبح داشتیم وسایلتو میچیدیم قربونت بره مامانی زودتر بیا که خیلی دلمون میخواد تو تختت ببینیمت عسلی
الانم که مدام داری به مامانت لگد میزنی نمیدونم چرا شیطون شدی جدیدا
طبق تاریخی که برای زایمان مشخص شده ۴۹روز دیگه به امید خدا به دنیا میای دعا میکنم سالم باشی عزیزدلم پس مواظب خودت باش من وبابائی میبوسیمت![]()
![]()
![]()
سلام عسل مامان خوبی دلبندم روز۳شنبه من وبابائی وخاله جونت رفتیم دکتر که سونوگرافیرو بهش
نشون بدیم ُقند عسلم دکترگفت وزنت بیشتراز اونیه که دکتر سونوگرافی نوشته
ما اینقدرخوشحال شدیم که نگو ولی اول ازهمه دعا میکنیم که سالم باشی فرشته من
خیلی ازخدا ممنونم به خاطر این هدیه زیبا که به ما داده ُاین حسی که تو به من دادی اینقدر شیرینه که فکرنمیکنم هیچ چیزی تو این دنیا این لذتو بتونه به من بده عزیز مامان دیگه دارم واسه بغل کردنت دیوونه میشم الان که دارم برات مینویسم طبق تاریخی که دکتر واسم زده ۵۶روز دیگه من و تو باید صبرکنیم تا همدیگه رو بغل کنیم
پس تا اون موقع مواظب خودت باش عشق من![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام عشق مامان ُببخشیدچندروز برات چیزی ننوشتم مامانی خیلی سرم شلوغ بودُاول بهت بگم که دیروز من وبابائی رفتیم سونوگرافی تا دختر نازمونو ببینیمُ فدات بشم که همش داشتی ورجه وورجه
میکردی
اونجا دکتر گفت که ۳۰هفتته و وزنت ۱.۵کیلوئه
خداروشکر همه چیزت خوب و نرمال بودقشنگ مامان
بعدش اومدیم خونه یه خورده استراحت کردیم و رفتیم تا سرویس خوابتو بخریم
یه سرویس خواب خوشگل واست خریدیم رنگ سفیدوکرم آپاداناخیلی نازه مامانی یه چراغ خوابم که ست خودش بود واست گرفتیم ایشالله چندروز دیگه هم میریم بقیه وسایلتو میخریم بعدش دیگه منتظریم که دختر نازم بیادو یه عالمه بوسش کنیم![]()
![]()
![]()
تا اون موقع مواظب خودت باش مامانی
سلام قند عسل مامان حالت که میدونم خوبه چون مدام داری به مامانی لگد میزنی
عزیزم امروز جمعه است نمیدونم چرا غروباش اینقدردلگیره ُمامانی فدات شه خیلی منتظرم این ۲ماه هم زودتر بگذره ومن وبابایی بتونیم محکم بغلت کنیم
از خدا میخوام که تو سالم و سلامت به دنیا بیای و میدونم خداهم مثل همیشه به حرفم گوش میده.
امروز ناهار رفتیم خونه باباضیاء(بابای بابائیت)تا ساعت ۴ اونجا بودیم آخه مامان بزرگت چندوقته مریضه تو هم مثل ما دعا کن زودتر خوب شه آفرین دخترگلم![]()
راستی عزیزم میخوایم بعداز عاشورا وتاسوعا بریم سیسمونیتو بخریم نمیدونی من وبابائیت چقدر منتظریم که زودتراتاقتو تزئین کنیم وای اگه بدونی چه چیزایی میخوایم برات بخریم 
بیصبرانه منتظر بوسیدن اون لپای خوشگلتیم مواظب خودت باش دخترکم![]()
![]()


















